سلام دوستان
امیدوارم که حالتان خوب باشه و تنتون سالم و پرانرژی
خیلی وقته که میخوام این پست رو بنویسم براتون ، تا اینکه امروز بعد از 3 تا تماس تلفنی که در این مورد داشتم ، تصمیم گرفتم در این مورد مطلبی بنویسم تا دوستان خوبی که این مطلب رو میخونند اگاه باشند .
همان طور که میدونید ، در پست های مربوط به خرید و فروش ماشین من مطالب مورد نیازتون رو نوشتم و میتونید از لینکهای سمت راست سایت بخونید .
معمولا ، 70% از دانشجویان ایرانی که میان مالزی ، یک ماشین شخصی برای خودشون میخرند چون اینجا بدون داشتن ماشین یه خورده سخته البته کسانی که بودجه این کار رو دارند .
تا امروز هم تقریبا به 250 دانشجوی ایرانی در امر خرید ماشین کمک کرده ام ، و برایشان ماشین مورد علاقه شان را خریده ام .
شکر خدا چون در ایران هم تجربه این کار را داشتم و در مالزی هم دیگه به قول خودمون توی این زمینه کار کشته شده ایم و زیر و بم این کار دیگه توی دستم هست و با انواع و اقسام خریداران و فروشندگان ماشین در مالزی سر و کله زده ام ، دیگه توی این کار تخصص لازم رو دارم که بدونم چه ماشینی رو با چه شرایطی از کی بخرید .
متاسفانه برخی از دانشجویانی ایرانی در مواقعی دوست دارند که یک ماشین خوب اینجا بخرند و پولش رو ندارند و میرن اون ماشین رو با شرایط قسطی میخرند ، یعنی یه مقدار پول میدن و بقیه اش رو ماهیانه پرداخت میکنند .
دوستان خوبم ، ازتون خواهش میکنم ، خواهش میکنم ، خواهش میکنم ، اگر در مالزی دانشجو هستید به هیچ عنوان به فکر خرید قسطی ماشین نباشید چون بعد از یه مدتی ، میبینید که اشتباه بزرگی کرده اید .
میدونید چرا ؟
اینجا معمولا اکثر مردم مالزی ، ماشین هاشون و خونه هاشون رو به صورت قسطی میخرند و اقساطشون تا 5 سال هم من دیدم که طول میکشه .
خوب هر کسی از اینها هم که ماشین قسطی میخره ، معمولا اینطور نیست که تا آخرین مرحله قسطش ، ماشین رو برای خودش نگه داره و ممکنه که اون ماشین رو با همون شرایط به کس دیگری بفروشه و همین طور دست به دست بچرخه .و در آخر به شما برسه .
و روزی که شما یک ماشین قسطی میخرید ، شما نمیتونید سندش رو به نام خودتون بزنید چون در رهن بانک هست و باید اقساطش رو کامل پرداخت کنید بعد برید صاحب اول ماشین رو پیدا کنید تا بیاد امضا کنه و سند به نام شما بزنه .
حالا این وسط بعضی وقتها میبینید میرید دنبال ماشین و صاحب اولش که ماشین رو خریده مرده ، حالا دیگه تازه اول مشکلات هست ، یا اینکه صاحبش کلا از مالزی رفته یه کشور دیگه ، یا اینکه اصلا نمیتونید پیداش کنید .
یا اینکه میبینید بعد از یه مدتی ، این ماشین به چند نفر فروخته شده و در اولین خیابون پلیس شما رو میگیره .
خلاصه اینها همه مشکلات خرید قسطی ماشین در مالزی برای دانشجویان ایرانی یا دانشجویان کشورهای دیگه هست .
امروز یه بنده خدا به من زنگ زد و گفت میخوام یه ماشین قسطی بخرم با این شرایط و طرف گفته سندش رو هم به نامت میزنم .
دوستان خوبم ، همچین چیزهایی رو به هیچ عنوان باور نکنید ، و طرفش نرید ، و خواهش میکنم بهش فکر نکنید ، من دیدم اینجا دانشجویان زیادی که این کار رو کرده اند و هر روز از این منطقه به اون منطقه دارن میرن که مشکلشون حل بشه ولی نمیشهههه.
اینجا فقط کسانی بهتره ماشین قسطی بخرند که اقامت 10 ساله مالزی را دارند و یا اینکه اینجا ویزای کار دارند ، چون برای خرید قسطی ماشین باید شما وام بگیرید و دولت مالزی هم به کسی که اینجا دانشجوی خارجی باشه مثل ما دانشجویان ایرانی ، متاسفانه وام نمیده ، البته قبلا میداد تقریبا 2 سال پیش ، ولی الان نمیده .
پس خواهش میکنم به فکر خرید قسطی ماشین در مالزی نباشید و یک ماشین ارزونتر ولی نقدی بخرید .
کسانی هم که میخوان من بهشون کمک کنم و براشون ماشین بخریم ، با موبایل من در مالزی تماس بگیرند یا اینکه به من ایمیل بزنند .
کارهایی هم که من میتونم براتون بکنم در لینک مراحل خرید ماشین نوشته ام و اینجا دوباره براتون مینویسم .
- مشاوره در مورد شرایط خرید و نوع ماشینی که هم فروشش آسون باشه و هم هزینه تعمیراتش ارزون باشه
- بازدید از چندین نمایشگاه اتوموبیل با همدیگه
- انجام آزمایشات فنی جهت سالم بودن ماشین
- نوشتن قولنامه موقع خرید ماشین
- گرفتن بیمه نامه ماشین
- گرفتن خلافی ماشین
- گرفتن برگه مالیات جاده ها
- انتقال سند ماشین به نام خودتون
- فرستادن ماشین به اداره معاینه فنی جهت تصادفی و دزدی نبودن ماشین و بده کار نبودن ماشین برای وام و بانک
- کمک و مشاوره به شما جهت گرفتن گواهینامه مالایی
خلاصه یک ماشین با اسناد و مدارک شسته و رفته تحویلتون میدم .
برای خرید فقط شما کافیه که مبلغی برای این کارد در نظر گرفته اید رو به من بگید و بعد بهتون میگم که چه نوع ماشینی باید بگیرید که براتون خوب باشه .
امیدوارم که اطلاعات این پست هم برای همه مفید واقع بشه
خدای بزرگ یار و نگهدار همگی
اوه اوه اوه اینجا چه گردو خاکی گرفته هان
سایت مهربون چرا اینقدر کسلی پسر ؟ حالا من نبودم ، روزانه حداقل 8000 تا از دوستانم که بهت سر زدن ، آمارتو نگاه کن یه لحظه ...
سلام ، سلامی مهربانانه از دیار سرسبز مالزی به همه دوستداران ایران تو مالزی و میلاد ...
امروز سه شنبه مورخ 17 ژانویه 2012 یعنی 27 دیماه 1390 ، صبح اول وقت به مالزی رسیدم و الان تنها در کلبه درویشیمان نشسته ام و دارم براتون مینویسم .
همسرم چون تا 2 هفته آینده کلاس نداره در ایران موند و 2 هفته دیگه میاد و من هم به دلیل ورود دانشجویان ترم زمستان مجبور شدم تنها به مالزی بیام .
در این پست مینویسم از تشکرها ، در این پست مینویسم از 10 روز گذشته و مینویسم از روزهای خوبمان در ایران .
تشکر ویژه از یاران میلاد :
همون طور که میدونید قبل از سفرم به ایران ، شماره تماسم در ایران رو در پست قبلی براتون نوشته بودم ، ایمیل من هم که در سایت بوده ، بالغ بر 500 نفر اس ام اس و ایمیلهای خوش آمد گویی برایم ارسال کردند و هیچ کدام رو جواب ندادم ، از همه شما دوتان خوبم از صمیم قلبم تشکر میکنم .البته هر از گاهی اس ام اس ها رو که بیکار میشدم جواب میدادم .
کسانی که جوابی نگرفته اند ازشون معذرت خواهی میکنم و این تشکر ویزه در این پست تقدیم به شما ، امیدوارم که بپذیرید .
تماسها در ایران :
بالغ بر روزی 100 نفر با من تماس میگرفتند ولی متاسفانه نتونستم همرو جواب بدم و تقریبا روزی 20 تا از تماسها رو جواب میدادم . از کسانی که تماس گرفتند و جواب ندادم معذرت میخوام .
ایمیلها :
به دلیل تعداد خیلی زیاد ایمیلها در اینباکس من و پائین بودن سرعت اینترنت در ایران ، متاسفانه نتونستم جیمیلم رو چک کنم و جواب بدهم ، البته اگر هم سرعت بالا باشه من وقتش رو نداشتم ، امروز که جیمیلم رو باز کردم ، شوکه شدم و هنوز در شوک هستم .
تقریبا 1400 تا ایمیل ظرف این چند روز برایم ارسال کرده اید ، نگران نباشید دوستان خوبم ، اونقدر انرژی گرفته ام و از طرفی قولی که از این کیبورد و انگشتانم گرفته ام ، ظرف 36 ساعت آینده همه ایمیلها رو جواب خواهم داد .
برایم دعا کنید و اگر تا 36 ساعت آینده کسی جوابش رو نگرفت دوباره برام ایمیل بزنه .
شماره تماس من :
موبایل من در ایران ، از امروز خاموشه و برای تماس با موبایل من در مالزی تماس بگیرید .ولی به دلیل حجم بسیار زیاد ایملها شاید نتونم به طور منظم این یکی دو روز ، موبایل رو جواب بدم ، ولی شما تماس بگیرید اگر فرصت بود حتما جواب میدم .
پایان روزهای خوب و شروع روزهای سخت و تنهایی :
به همراه همسرم این چند روز و در کنار خانواده هایمان ، روزهای خیلی خوب و فراموش نشدنی داشتیم ، ولی الان تنها هستم و تقریبا 2 هفته ای بدون همسرم ، امیدوارم که به زودی این روزها بگذره ، ولی از شما چه پنهو که آشپز خیلی خوبی هستم ، و در این مورد غمی ندارم ، انواع و اقسام نیمروها و املت ها و برنج های سوخته و بینمک یا شور را و بدون مدیریت همسرم رو این چند روز تقدیم میکنم به میلاد !!!!!!!!!!!
چون الان خیلی خسته سفر هستم ، بیشتر از این نمیتونم بنویسم ، فقط اومدم سلامی عرض کرده باشم و گردو خاکی که روی این سایت نشسته را تمیز کنم و دوباره جنگ انگشتان و کیبورد رو شروع کنم .
فکر میکرم وقتی بیام ایران ، دیگه هیشکی به این سایت سر نمیزنه ولی امار سایت رو که نگاه کردم انگار بازدیدها بیشتر شده ، ممنونم از همتون .
برام دعا کنید که بتونم همه ایمیلها رو با سرعت زیاد جواب بدم .
یا حق
میلاد
سلام ای رفیقان شفیقم که همیشه همراه من و این وب پیج ساده میلادی هستین...
سلام ای تارنامه صبور که من رو تحمل میکنی تا دوباره یکی از خاطرات زندگی ام را اینجا بنویسم...
سلام ای ایران عزیز که به زودی به خاک پاکت بوسه میزنم و همیشه افتخارم بر این است که تو را داریم و خوشحالیم...
سلام خانواده های عزیز و مهربان خودم و همسرم که چشم به راه و منتظر ما هستین و برای دیدنتان داریم ثانیه شماری میکنیم ...
امروز کمی بر خودمان آمدیم و دیدیم که در وسط خانه دانشجویی من و مهربان همسر که در گوشه ای از کشور مالزی هست ، دو عدد چمدان بزرگ قرار گرفته و 2 عدد بلیط بر روی چمدانها وجود دارد ، بلیطها را نگاهکی انداختم ، دیدم که یکی از آنها به نام میلاد و یکی از آنها به نام مهربان همسرم هست ، مبدا را زده بود مالزی و مقصد را زده بود ایران ، خوشحال شدم و آمدم خوشحالی مان را در این تارنامه صبور من و شما هجی کنم ، تا برگی به خاطرات زیبای من و همسرم در مالزی اضافه شود .
دوستان خوبم ، به لطف خدای بزرگ ، مراحل و مقدمات سفر من و همسرم به ایران جور شده و به زودی برای یک سفر چند روزه به ایران می آییم .
الان که دارم این پست رو مینویسم روز چهارشنبه مورخ 4 ژانویه 2012 هست ( 14 دیماه 1390 ) ، خیلی خوشحالم و همسرم در نزدیکی من نشسته و حسابی داره با درسهاش دست و پنجه نرم میکنه .
یاران خوبم ، برای همسرم دعا کنید ، دعای خیر و موفقیت کنید ، پس فردا یعنی جمعه امتحان داره ، و بعد از امتحان هم خسته و کوفته عازم ایران هستیم .
خدا را شکر از اولین روز ورود من و همسرم به دانشگاههای مالزی ، همیشه جز نفرات برتر و ممتاز دانشگاه بوده ایم و با نمرات عالی و خیلی خوب تونستیم درسمان را بخونیم ، و به نمایندگی از ایران عزیز ، پرچم کشورمان را همیشه بالا نگه داریم .
اگر از عدد بیست نمراتمان را در نظر بگیریم ، تا به حال هیچ نمره ای زیر 16 نگرفته ایم ، البته یک پست هم در مورد روشهای درس خوندن در مالزی قبلا نوشته ام که تصمیم دارم در آینده ای نه چندان دور ، پست رو کاملتر کنم و تجربه هامون رو ریز تر بنویسم و حتی نتیجه کارهامون یعنی کارنامه های تحصیلیمون رو هم توی سایت بذارم که ببینید و با روش و تجربه های ما ، شما هم درس بخونید و موفق بشید و البته خیلی بهتر از ما بشید .
اینها نتیجه لطف زیبای خداوند ، دعای خیر شما و تلاش خودمان بوده . پس این دو روز هم محتاجیم به دعای خیرتان مثل همیشه که همسرم قبل از این سفر از جلسه امتحان روز جمعه موفق بیاد بیرون و با خوشحالی بیائیم به ایران .
ما روز شنبه اول وقت مورخ 17 دی ماه 1390 مصادف با 7 ژانویه 2012 ، در ایران عزیز هستیم .
در این پست ، چند نکته مهم در مورد سفرم و ارتباط با من میخوام بنویسم که امیدوارم همگی بخونید و عمل کنید و هوای من رو داشته باشید .
موبایل من در مالزی از روز جمعه مورخ 16 دیماه 1390 مصادف با 6 ژانویه 2012 خاموش هست .
شماره موبایل من در ایران : سفر من در روز دوشنبه مورخ 26 دیماه 1390 مصادف با 16 ژانویه 2012 به پایان رسیده و با موبایل من در مالزی تماس بگیرید . 0060129172726
موبایل من در ایران از روز شنبه 17 دی ماه 1390 مصادف با 7 ژانویه 2012 اول وقت روشن هست
این تاریخها رو دقیق نوشتم که اگه کسی 2 سال بعد اومد این پست رو خوند فکر نکنه همون لحظه من ایران هستم و بدونه که مال فلان تاریخ هست ، البته بعد از سفر شماره موبایل ایران رو پاک میکنم .
خواهش هایی که در طول سفرم در ایران از شما دوستان خوب دارم اینها هستند :
کلیه ایمیلهایی که تا روز جمعه صبح مورخ 16 دیماه 1390 ( 6 ژانویه 2012 ) به دستم برسه جواب میدهم ، یعنی قبل از سفر ، همه ایمیلها رو جواب میدهم . و ایمیلهایی که از روز جمعه به بعد برای من ارسال میکنید با تاخیر پاسخ داده میشه .
چون در ایران ممکنه همه جا اینترنت دم دست نباشه و من هم چون نزدیک به 2 سال ازآخرین سفرم به ایران میگذره ، برای دیدن خانواده و اقوام فرصت این رو ندارم که هر لحظه ایمیلم رو چک کنم . ممکنه مثلا ایمیل ارسال کنید و 3 روز یا 4 روز بعد جواب بدهم . درواقع تلاش خودم رو میکنم که فرصتکی پیدا کنم به ایمیلهای شما جواب بدهم ولی آمادگی تاخیر در جواب رو حتما داشته باشید .
به دلیل اینکه این چند روز در ایران حسابی سرم شلوغ هست ، ممکنه که نتونم همه تماسها رو جواب بدهم و یا حتی گاهی اوقات مبایلم در ایران را خاموش کنم ، ساعت و روزش رو نمیدونم ولی هر زمان که فرصت داشته باشم مطمئن باشید موبایلم رو روشن نگه میدارم و در خدمت شما و تماسهای شما دوستان خوبم هستم .
ساعت تماس از 10 صبح تا 10 شب هر روز .
البته همونطور که گفتم ، همه ساعتها نمیتونم جواب بدهم و یا شاید موبایل خاموش باشه ولی در بین همون ساعتی که نوشتم شما تماس بگیرید اگه تونستم و موبایلم هم روشن بود که مطمئنا جواب خواهم داد .
خواهش میکنم اس ام اس ارسال نکنید در ایران ، چون من به هیچ عنوان اس ام اس جواب نمیدهم متاسفانه ، و اگر اس ام اس ارسال کردین منتظر جوابش نمونید ، یادمه در سفر قبلیم که ایران بودم حدود 2 سال پیش ، تقریبا روزی 300 تا اس ام اس برام ارسال میکردند و از اینکه جواب نمیدادم نارحت میشدم ، پس لطفا اس ام اس ارسال نکنید ، چون کار خیلی سختیه بخوام همه اس ام اس ها رو جواب بدهم .
بعضی از دوستان در سفر من در ایران ، خیلی هی زنگ میزنند و ایمیل میزنند که میخواهیم از نزدیک ببینیمتون و مشاوره نیاز داریم ، این تجربه سفرهای قبلی من به ایران هست ، دوستان خوبم ، من فقط به 2 شهر ، اصفهان و تهران میام و یا شاید سمنان هم برم ، و وقت هم بسیار کم دارم و به هیچ عنوان نمیتونم حتی یک نفر رو جهت ملاقات حضوری ببینم ، پس لطفا این رو از من نخواهید و هوای من رو داشته باشید که بتونیم به خوبی روزهایمان را در کنار خانواده باشیم .
تاریخ برگشتم به مالزی رو به زودی به محض اینکه برسم به مالزی در سایت مینویسم ، و شماره موبایل مالزی به محض رسیدن روشن میشه و بهتون در سایت اطلاع میدهم ، چون هنوز تاریخ برگشتم به طور قطعی مشخص نیست و این دلیلش این هست که یکسری از دوستان که دارن برای ترم زمستان میان متاسفانه بدون هماهنگی من بلیط گرفته اند که در تلاشیم تاریخهاشون رو تغییر بدیم تا ما هم بتونیم روزهای بیشتری در ایران و در کنار خانواده خودم و همسرم باشیم باشیم ، البته خانمم تقریبا 2 هفته بیشتر از من میمونه در ایران و من 2 هفته در مالزی در تنهایی به سر خواهم برد ( از الان نارحت اون لحظه ای هستم که همسرم کنارم نیست )
کلیه دوستانی هم که مدارک ارسال کرده اند به هیچ عنوان نگران نباشند ، کار همتون اقدام شده و به دلیل اینکه در قسمت اداری کلیه دانشگاههای مالزی ، دوستان خیلی خوب و صمیمی دارم ، از ایران هم کارتون رو پیگیری میکنم و هر زمان که خبری بشه بهتون اطلاع میدهم .
کلیه دوستانی هم که بلیط گرفته اند و دارن برای ترم زمستان میان به هیچ عنوان نگران نباشید چون اکثرتون بلیطهاتون رو برای من ارسال کرده اید و قبل از سفر شما به مالزی ، من در مالزی خواهم بود که کلیه هماهنگی های لازم رو باهاتون انجام میدم و بهتون اطلاع میدهم .
امیدوام که در هر شرایطی که هستم و هر کجای این کرده خاکی که هستم ، بتونم با لطف خدا به همه شما دوستان خوبم و هموطنان عزیزم کمک کنم .
مخلص و ارادتمند و دوست کوچیک شما
میلاد
سلام بر شما
امیدوارم که حال و احوالات همگی خوب باشه و روزگار هم بر وفق مرادتون باشه .
در این پست مینویسم برایتان ، مینویسم از پزشکی ، مینویسم از رشته های پزشکی و مینویسم از مزایای رشته های پزشکی در مالزی و معایبش و مینویسم از هزینه های سرسام آورش و مینویسم که شما قانع بشید و برای پزشکی به مالزی نیائید و مینویسم اونقدری که شما راضی بشید و برای پزشکی یک خط قرمز با قطر 1300 سانتی متر دور مالزی بکشید .
میگم بچه ها منم چقدر بی رحم هستم ها ، نه؟
همین اول کاری همه چی رو تموم کردم نه ؟ طرف با چه امیدی سایت میلاد رو یعنی سایت همه شما رو پیدا کرده دلش خوشه میخواد برای رشته های پزشکی اطلاعات بگیره و بیاد مالزی ، همین 2 خط اولش رو بخونه بی خیال اومدن میشه .
نمیدنم چرا وقتی اسم پزشکی رو میارم اینقدر سردم میشه و دوست دارم الان کنار بخاری بودم ، نمیدونم چرا وقتی میخوام اسم پزشکی رو بیارم دقیقا لحظه ای هست که میخوام یه چیزی بخورم ولی دیگه دوست ندارم بخورم .
حالا یه چیز جالب بگم بهتون ، من کلاس اول دبیرستان که بودم ، تصمیم گرفتم که پزشکی بخونم در دانشگاه ولی همون دوتا نمیدونم ها که 2 خط بالاتر بهتون گفتم شد یک دیوار بین من و پزشکی و دیگه بی خیال پزشکی شدم ، البته پزشکها رو دوست دارم .
بی خیال میلاد
اومدی خاطره 100 سال پیش رو تعریف کنی یا اطلاعات پزشکی رو بنویسی برای بنده های خدا ؟
خوب دیگر بس است و بریم ببینیم توی این پست چه خواهد گذشت با این شروع زیبا .
توی این پست میخوام یکسری اطلاعات نه چندان مفید بنویسم برای دوستانی که تصمیم دارند برای رشته ها و زیرشاخه های پزشکی و دندانپزشکی و داروسازی و امثال اینها به مالزی بیان .
برای نوشتن این اطلاعات پیش و پا افتاده که در این پست مینویسم ، به چندین دانشگاه سر زدم و رشته های پزشکیشون و زیرشاخه هاشون و هزینه های سرسام آورشون رو زیر و رو کردم و از آزمایشگاهها بازدید کردم حتی ، و با چندین دانشجوی خارجی که دارن توی مالزی پزشکی میخونند صحبت کردم تا بتونم یه دو خط اینجا براتون بنویسم و دل خودمان را هم خوش نمائیم .
توی این پست من دیگه میگم پزشکی در مالزی که این پزشکی شامل رشته پزشکی و زیرشاخه هایش و رشته دندانپزشکی و زیرشاخه هایش و رشته دارو سازی با یکی دوتا زیرشاخه ای که داره ، پس من دیگه اسم نمیبرم که فلان رشته وفلان شاخه و فقط میگم پزشکی .
کسانی که میخوان برای پزشکی به مالزی بیان 2 دسته هستند :
دسته اول : کسانی که دیپلم و پیشدانشگاهی رو تموم کردند و میخوان تازه از اول برای پزشکی ثبت نام کنند و بیان .
دسته دوم : کسانی که پزشک هستند و درسشون تموم شده و میخوان برای دوره های تخصص ثبت نام کنند و بیان .
حالا من به تفکیک توضیح میدهم که تکلیف این 2 دسته که میخواهند به مالزی بیان چه هست و باید چیکار کنند .
شرایط و قوانین رشته های پزشکی برای کسانی که دیپلم دارند و میخوان از اول شروع کنند :
شما دوستان خوبم که تازه دیپلم و بعضی هاتون هم پیش دانشگاهی رو تموم کرده اید و میخواهید بیائین مالزی دکتر بشید ، خدمتتون عرض کنم که ، توی مالزی ما 2 نوع دانشگاه داریم :
دانشگاههای خصوصی
دانشگاههای دولتی
دانشگاههای دولتی همشون پزشکی دارند معمولا و دانشگاههای خصوصی هم تقریبا 80 درصدشون رشته های پزشکی رو دارند .
مدارک پزشکی که از دانشگاههای خصوصی صادر میشه ، مورد تائید ایران نیست ، یعنی بعد از فارغ التحصیلی نمیتونید مدارکشون رو در ایران استفاده کنید و کار کنید ، ولی در بقیه کشورها مشکلی ندارند .
دانشگاههای دولتی هم یه چند تاییشون هست که ایران مدارک پزشکیشون رو قبول داره و در همه جای دنیا هم مورد تائید هستند .
حالا نکته مهم اینجا هست که ، یک بخشنامه وزارت علوم مالزی داره و به کلیه دانشگاههای دولتی هم ارسال کرده از اون سالها پیش ، و بخشنامه به این صورت هست که :
هر دانشجوی خارجی که بخواد بیاد مالزی و از اول برای پزشکی بخونه ، به هیچ عنوان و تحت هیچ شرایطی ، نمیتونه در دانشگاههای دولتی مالزی ثبت نام کند ، چون این مورد فقط برای دانشجویانی هست که اهل مالزی هستند .
پس تا اینجا به شما دوستان خوبم که میخواهید تازه پزشکی بخونید ، گفتم که ، به دانشگاههای دولتی مالزی به هیچ عنوان برای پزشکی فکر نکنید .
حالا برای شما فقط دانشگاههای خصوصی میمونند که مورد تائید ایران نیستند ؛
دوستان خوبم ، شهریه تحصیل در رشته های پزشکی در دانشگاههای خصوصی مالزی ، بسیار بسیار زیاد هست ، برای مثال این مواردی که پزشکی دارند و من بررسی کردم ،
هزینه رشته پزشکی عمومی در دانشگاههای خصوصی بسته به نوع دانشگاه ، تقریبا بین 150 میلیون تومان تا 200 میلیون تومان هست .
هزینه رشته دندانپزشکی در دانشگاههای خصوصی بسته به نوع دانشگاه ، تقریبا بین 170 تا 240 میلیون تومان هست .
هزینه رشته دارو سازی در دانشگاههای خصوصی بسته به نوع دانشگاه ، تقریبا بین 35 میلیون تومان تا 50 میلیون تومان هست .
این هزینه ها که گفتم برای طول کل دوره هست و به صورت سالیانه دریافت میشه ، مثلا رشته پزشکی 5 سال هست و کل هزینه را در پنج قسط از شما میگیرند .
این از این هزینه های سرسام آور .
در کنار این همه هزینه ، مدرکش رو ایران قبول نداره و بعد از فارغ التحصیلی اگه بخواهید برید ایران ، نمیتونید از مدرکش استفاده کنید .
و در کنار این موارد ، به هر حال دانشگاه خصوصی امتیاز کمتری نسبت به دانشگاه دولتی در دنیا داره و دانشگاههای خصوصی مالزی در رشته های پزشکی در دنیا ، چنگی به دل نمیزنه .
واقعا حیف هست این همه هزینه و آخرش هم به گونه ای که خدمتتون گفتم .
پیشنهاد من به همه دوستانی که میخواهید برای پزشکی به مالزی بیائین و تازه میخواهید پزشکی رو شرع کنید ، این هست که :
به هیچ عنوان به مالزی فکر نکنید و اول تلاش کنید که در دانشگاههای ایران پزشکی بخونید چون انصافا پزشکی ایران خیلی قوی هست و حیفه این همه پول بیاد اینجا خرج بشه ، بهتره که این پول در مملکت خودمون خرج بشه و اگر واقعا دوست دارید در یک دانشگاه خارجی پزشکی بخونید ، به مالزی نیائید و به کشورهای بهتر از مالزی برید ، و از جاهای بهتری مدرک بگیرید . این همه پول باید خرج کنید فقط برای تحصیل ، و کلی پول هم باید خرج زندگی در مالزی بکنید ، حالا چرتگه بنداز ببین چند میشه .
پس در مورد پزشکی دور مالزی همون خطی که اول پست گفتم رو بکشید و بهش فکر نکنید .
و به همین دلایلی که گفتم ، من دیگه اطلاعات جزئی تری در مورد پزشکب نمینویسم چون به درد کسی نمیخوره و دوست ندارم با این شرایط یکی از هموطنانم بیاد اینجا و اینهمه هزینه کنه .
و اما بریم سراغ دسته دوم ...
دوسته دوم ، پزشکان عزیز و زحمت کشی هستند که میخوان برای گذراندن دوره های تخصص به مالزی بیان و تخصصشون رو در مالزی بگیرند .
شرایط ادامه تحصیل برای دوره های تخصص پزشکی در مالزی برای پزشکان :
همون طور که پیداست ، شما دوستان عزیز پزشک هستین و میخواهید در رشته مورد نظرتون تخصص بگیرید ، مثلا یک نفر پزشکی عمومی خونده در ایران یا هر جای دیگه و میخواد برای تخصص مغز و اعصاب بیاد اینجا و یا یک نفر دندان پزشکی خونده و میخواد برای تخصص جراحی فک و لثه بیاد مالزی .
برای گذراندن دوره های تخصص پزشکی در مالزی ، معمولا همه رشته ها رو 3 تا از دانشگاههای دولتی در مالزی دارند که عبارتند از :
دانشگاه UKM
دانشگاه UM
دانشگاه USM
مدارک دوره های تخصص از این 3 دانشگاه ، مورد تائید ایران و همه جای دنیا هست و از نظر دولت و وزارت علوم مالزی ، مشکلی برای دانشجویان خارجی نیست و هر دانشجوی خارجی که شرایطش رو داشته باشه میتونه تخصصش رو در یکی از این 3 دانشگاه بگیره .
یکی از دوستان خوب و صمیمی همسرم که دوره پزشکی اش را در ایران خونده و تمام کرده بود ، اون دور دورها ، به مدت 2 هفته ای اومد مالزی پیش ما که هم تفریحی کرده باشه و هم دیدارها تازه شده باشه و هم اینکه به کمک ما یک تحقیق کلی کرده باشه که اگه شرایط خوب باشه برای تخصص بیاد مالزی .
و از اونجایی که این دوست همسرم یک زن عمو داره و اهل کشور مالزی هست ، رئیس بیمارستان دانشگاه UKM که یکی از پروفسورهای معروف و مشهور مالزی هم هست ، یک آشنائی و دوستی با این زن عمو داره و از این طریق ما تونستیم یک روز عصر به اتفاق هم بریم خونه این پروفسور و رئیس بیمارستان دانشگاه UKM و از نزدیک کلی اطلاعات ازش گرفتیم و بنده خدا رو خیلی اذیت کردیم و خیلی هم به ما کمک کرد . و ما هم از فرصت اسفاده کردیم و تا جائی که امکانش بود سوال پرسیدم تا بتونم یه خورده برای شما بنویسم .
تا اون روز هیچ وقت باور نمیکردم که یک روزی برم خونه همچین آدمی و این همه گرم بگیریم و دوستانه باشیم با هم .
خوب حالا بر اساس این موارد و چیزی که الان حاکم هست خدمتتون عرض میکنم .
ببینید دوستان خوبم ، شما که این همه زحمت کشیدین و ایران مدرک پزشکی یا همون دکترا گرفته اید ، اگه بخواهید برای تخصص به مالزی بیائید ، اینجا مدرک دکترای شما رو به عنوان لیسانس میشناسند ، یعنی میگن شما تازه لیسانس پزشکی گرفته اید .
و قانون اینجا برای اکثر رشته ها در دوره تحصص به این صورت هست که ، ابتدا به شما یک دوره کوتاه مدت 6 الی 8 ماهه به عنوان پرکتیکال ( Practical ) میدهند و بعد از این دوره یک امتحان میگیرند و اگر این امتحان رو قبول شدین ، تازه میرید وارد دوره فوق لیسانس پزشکی میشید .
و بعد از دوره فوق لیسانس پزشکی که تموم شد ، میتونید وارد دوره تخصص بشید و یکی از شاخه های تخصص رو بخونید .
بعضی از رشته های هم شرایطی دیگر دارند که همه در یک دایره و نزدیک به هم هستند منظورم شرایط پذیرش هست .
خوب حالا به این سادگی ها نیست .
در حال حاضر ، شرایط گرفتن پذیرش برای تخصص و یا فوق لیسانس پزشکی بسیار بسیار سخت هست و به این راحتی ها پذیرش نمیدهند .
باید شرایط خیلی خوبی داشته باشید که پذیرش بشید ، سابقه کار و مدرک زبان و مقاله علمی بین المللی و معدل خوب و فارغ التحصیلی از دانشگاه خوب ، اینها همه هستند .
هزینه تخصص هم خیلی زیاد نیست نسبت به لیسانس پزشکی و قابل تحمل تر هست و نسبتا معقولانه ، مثلا خیلی از رشته های ترمی 2 الی 3 میلیون تومان هست .
ولی شرایط پذیرش بسیار بسیار بسیار بسیار سخت هست ، چون اینها ترجیح میدهند که در رشته های پزشکی دانشجوهای خودشون رو بگیرند و ممکنه زمانی یا خودشون کسی رو نداشته باشند یا دلشون برای دانشجوی خارجی در دوره تخصص تنگ شده باشه که شما رو پذیرش کنند ، پس اصلا امیدوار کننده نیست .
هر زمان میخواهید اقدام کنید به هیچ عنوان حتی اگر شرایط خیلی خوبی هم داشته باشید ، مطمئن نباشید که بهتون پذیرش میدهند و هیچ کس هم نمیتونه بهتون بگه 100 درصد پذیرش میشید .
انجام کارهای اداریش داستان خیلی پیچیده ای داره و دراز که با کلی دردسر من کلیه مراحلش رو فهمیدم و میتونم به خوبی انجام بدم .
هر کسی خواست پذیرش بگیره من در خدمتم و به هیچ عنوان بعد از ارسال مدارک منتظر پذیرش نباشید ، فقط میتونم بگم شانسی هست و یک تیری در تاریکی ، باید مدارک رو ارسال کنید تا دانشگاه ارزیابی کنه بعد بهتون بگه پذیرش میشید یا نه ، و ارزیابی مدارک و دادن جواب هم تقریبا 4 ماهی زمان میبره . پس این یک تیری هست در تاریکی بزن شاید گرفت .
دیگه چیز خاصی به نظرم نمیاد که بخوام بهتون بگم ، باز هم اگه سوالی بود ایمیل بزنید ، بقیه اطلاعات در مورد زندگی و موارد دیگر هم در سایت هست .
امیدوارم که این اطلاعات براتون مفید باشه
میلاد
سلام به شما یاران خوب خودم و دوستداران ایران تو مالزی
اگه تا آخر این پست منو تحمل کنید ، میخوام در مورد یکی از سوالاتی بنویسم که تقریبا 90 درصد دانشجویان موقع اومدن به مالزی یا هر کشور خارجی براشون پیش میاد .
معمولا وقتی شما تصمیم میگیرید که برید به یک کشور خارجی برای ادامه تحصیل ، سوال مهمی که براتون پیش میاد اینه که آیا ما میتونیم به زبان انگلیسی درس بخونیم و یا اینکه درس خواندن به زبان انگلیسی چطوریه و چه سختیهایی داره .
خیلی از شما ها هم این مورد رو مثل یک غول میبینید سر راهتون که ممکنه به همین دلیل بی خیال اومدن بشید .
خوب یک چیز کاملا طبیعی هست چون من و همسرم هم همین مورد رو داشتیم و خیلی استرس هم در این مورد داشتیم .
موقع اومدن هم در این سایتی هیچ مطلبی در این مورد ندیدیم ، و امروز تصمیم گرفتم که دست به کیبور بشم و همه شما رو از این استرس نجات بدهم .
پس ازتون خواهش میکنم اگه واقعا تصمیم به اومدن گرفته اید ، این پست رو تا آخر بخونید ، امیدوارم که شما روخسته نکنه و براتون مفید باشه .
برای نوشتن این پست ، تجربه های خودم و همسرم و دانشجویان زیادی رو که در طول این چند سال زندگی در خارج کشور دیده ام مینویسم امیدوارم که به درتون بخوره .
تعداد روزها و ساعتهایی که در هفته باید کلاس برید :
مقطع پیشدانشگاهی در دانشگاه : تقریبا 3 الی 4 روز در هفته ، و روزی 3 الی 4 ساعت
مقطع لیسانس : تقریبا 4 الی 5 روز در هفته و روزی 4 الی 5 ساعت
مقطع فوق لیسانس به صورت کلاس درس : تقریبا 3 الی 4 روز در هفته و تقریبا روزی 3 ساعت
مقطع فوق لیسانس به صورت کلاس درس و تحقیق : تقریبا 2 الی 3 روز در هفته و روزی 2 الی 3 ساعت
مقطع فوق لیسانس به صورت تحقیق : کلاس نداره وفقط باید روی پروپوزالتون با کمک استاد راهنما تحقیق کنید و فقط ترم اول چند واحد میدهند که کلاسش خیلی کمه .
مقطع دکترا : به صورت تحقیقاتی هست و کلاس نداره و با کمک استاد راهنما روی پروپوزالتون تحقیق میکنید و فقط ترم اول چند واحد میدهند که کلاسش خیلی کمه .
معمولا همه کسانی که میخواهند در دانشگاههای مالزی در یکی از مقاطعی که در بالا گفتم ادامه تحصیل بدهند ، یا مدرک زبان از قبل گرفته اند و یا اینکه میان اینجا و در کالج های زبان و یا در خود دانشگاه یک دوره زبان میگذرونند ، و بعد از اینکه مدرک زبان رو گرفتند میرن سر کلاس .
همه شما فکر میکنید وقتی دیگه دوره زبان رو تموم کردین و مدرک زبان رو گرفتین فردا دیگه سر کلاس بدون هیچ مشکلی به درس و تحصیلتون ادامه میدین .
برای اولین روز که میرید سر کلاس تازه اولین روز یک زندگی سخت رو شروع میکنید ، نگران نباشید من میگم سخت که شما حسابی زبان بخونید .
میرید سر کلاس ، یک استادی میاد سر کلاس و با لهجه خوب و یا بد ، کلی انگلیسی بلغور میکنه و شما هم همینطوری بهش نگاه میکنید و هر چی میگه ، بهش میگید اکی اکی ( OK OK ) ، شب که میائید خونه میبینید که هیچی از حرفهاش رو نفهمیدین ، اون لحظه میگید آخه این همه زبان خوندم پس کجای این مغز من رفته ؟ به به چه شود ...
خیلی ها در این مرحله از درس خوندن به زبان انگلیسی پشیمان میشن .ولی بزرگترین اشتباه رو میکنند حالا راهش رو که بگم میفهمید که اشتباه میکنند .
ببینید دوستان ، در 2 الی 3 هفته اول ، اگر شما بهترین باشید در زبان انگلیسی ، ممکنه که در هفته های اول هیچی از صحبتهای استاد رو نفهمید ، چون هم استرس دارید و هم اینکه اولین باره که نشستین سر یک کلاس درس دانشگاهی به زبان انگلیسی و دورتون پر است از قیافه های خارجی و آدم های جدید و اگه مالزی باشید که دور و برتون پر از چشم فندوقی و چشم بادامی و چشم گردوئی ، اینها هم خودش جالبه و به جای استاد به اینها نیگاه میکنید .
هفته اول استاد کلی جزوه میده و شب به جای اینکه بیای درس رو بخونی ، تازه باید بیای و دیکشنری رو بزاری جلوت و کلمه هایی رو که معنی شون رو نمیدونی در بیاری و یاد بگیری مثلا میبینی توی یک صفحه 20 تا کلمه برات جدیده و تا به حال توی عمرت ندیدی ، تا بخوای این کار رو بکنی استاد 20 صفحه دیگه درس داده ، ولی شما تازه صفحه سوم هستید .به به چه شود ...
سخته نه ؟
آره سخته ولی راه حلی داره که این سختی ها رو آسان میکنه ، نگران نباشید همین طور برید جلو تا بهتون بگم چیکار کنید .
حالا بعضی مواقع هم استاد سر کلاس درس میده و همون لحظه باید هر چی استاد میگه یادداشت کنی ، یه چیزی مینویسی که وقتی شب میخوای از روش بخونی حتی نمیتونی یک کلمه ای از نوشته هات رو بخونی ، شاید بعد از چند دقیقه هم نوشته ها از صفحه دفترت راه بیافتند برن گوشه و کنار اتاق به به چه شود ...
مثلا توی دانشگاه ایران شاگرد اول بودی و همیشه سر کلاس مثل بلبل بودی ، حالا میای توی یک دانشگاه انگلیسی زبان ، استاد هر چی سوال میپرسه ، بغل دستیت که از کلاس اول ابتدائی به زبان انگلیسی درس خونده مثل بلبل جواب میده و تو همین طور نگاه میکنی ، خیلی ببخشید ها دنیا روی سرت خراب میشه دور از جونتون ، با خودتون میگید آخه این چه جایی بود که من اومدم ؟به به چه شود ...
استاد داره روی تابلو با اون دست خط عجیبش یک چیزی مینویسه که باید یادداشت کنی و موقع امتحان از روش بخونی ولی حتی نمیتونی یک کلمه از نوشته های استاد رو بخونی چه برسه که بنویسی ( بعد میگی قربون دست خط دکترها و نسخه نویسها ) .حالا حساب کن هر جلسه بالغ بر 20 صفحه درس میده ، به به چه شود ...
یا اینکه تازه استاد رسیده جاهای خیلی مهم کتاب و مسائل و حل تمرین و از اینجور برنامه ها ، تازه دلت تنگ شده واسه مامان بابات و حال و حوصله کلاس رفتن رو نداری ، غربت هم حسابی غلبه کرده ، 3 جلسه بعد میری میبینی یک کتاب رو استاد درس داده ، و با وضعیتی که داشتی باید 4 سال براش وقت بذاری که فقط اون کتاب رو بخونی ، حالا اگه شانس بیاری کتابش 400 صفحه باشه و بالای 600 صفحه نباشه ، به به چه شود ...
و هزاران چیز عجیب دیگه که اگه بهتون بگم همین الان موس مبارک را به سمت راست بالای صفحه هدایت خواهی کرد و با یک چپ کلیک بر روی ضربدر قرمز رنگ این سایت مهربان رو از جلوی چشمانتان حذف میکنید و میگید بابا ولش کن ، به به چه شود ...
اینها همه سختیهایی بود که بی برنامگی هنگام تحصیل در یک محیط خارجی باعث همشون هست و بعد از چند سال برمیگردی ایران با یک تریلی پر از نمره های زیر منفی یک ، به به چه شود ...
دوستان خوبم میخوام یک نصیحت برادرانه و دوستانه بهتون بکنم ، اگه واقعا توی ایران فقط شبهای امتحان درس میخوندی ، و اگه واقعا حال و حوصله هر روز درس خوندن رو نداری ، هیچ وقت به فکر رفتن به یک کشور خارجی نباشید .
اگه تا حالا اینطور بودی و واقعا میخوای کمر همت رو ببندی و بیای جلو پس این نصیحتها و تجربه ها رو خوب بخون و بگو یا حق و بیا جلو .
حالا بریم سر اصل مطلب...
وقتی که دیگه اومدی مالزی باید زندگیت بشه درس و دور همه چیز خط بکشی که بتونی حداقل سر جلسه امتحان یک حرفی داشته باشی و بعد از تحصیل با کوله باری پر از علم به کشور عزیزمان ایران برگردید و به مردم و کشورمان خدمت کنید و پیش خانوادت سربلند باشی .
روزهای اول که میری سر کلاس کاملا طبیعی هست که هیچی نفهمید ( ساری ) و هیچی از حرفهای استاد سر در نیارید . بعد از یکی دو هفته با لهجه استاد کاملا آشنا میشید و خیلی راحت میتونید با همکلاسی ها و اساتید ارتباط برقرار کنید .
اولین قدم این هست که برید با یک خارجی که هم درسش خوبه و هم دست خطش خوبه ، دوست بشید و حسابی باهاش گرم بگیرید ، چون براتون سخته که برای اولین بار در یک کلاس خارجی هم درس بخونید و هم حرفهای استاد رو یادداشت کنید .
اگه با یه خارجی که دست خطش خوب باشه ، دوست بشید ، آخر هر کلاس جزوش رو میگیرید و یک کپی میزنید و خیلی راحت میرید خونه میخونید ، با این کار دیگه سر کلاس وقتتون رو برای نوشتن نمیذارید بلکه برای گوش دادن به درس و استاد میذارید .
البته وقتی خوب راه افتادین دیگه خودتون جزوه بنویسید . حالا تا اینجا یک پله افتادی جلو .
و یک درس خون هم که پیدا کنید و زبانش حسابی خوب باشه که حسابی میتونه بهتون کمک کنه اگه همون که خطش خوبه ، درسش هم خوب باشه که عالیه ، تا اینجا دو پله افتادی جلو .
حالا دیگه وقتشه که همون هفته های اول برید و طرح دوستی رو با استاد بریزید و حسابی باهاش دوست بشید .
اینجا دانشجویان معمولا کتاب نمیخرند ، چون هر درسی که شما میگیرید معمولاد اساتید از چند کتاب متفاوت تدریس میکنند ، باید برید توی دفتر استاد وقتی که کلاس ندارید و تایم استاد هم خالیه ، و لیست کتابها و مواردی رو که ازشون تدریس میکنه بگیرید .همه کتابها هم در کتابخونه دانشگاه ها هست و میتونید رایگان استفاده کنید .
خواهش میکنم در این مورد اصلا خجالت نکشید و به استاد بگید که من تا حالا به زبان انگلیسی درس نخوندم و نیاز دارم که قبل از کلاس ، درسی رو که قراره تدریس بشه یک مروری بکنم . حتی اگه این مورد رو بگین کلی خوشش میاد و کلی بهتون کمک میکنه چون تازه فهمیده که اهل درس هستین .
اکثر اساتید هم خودشون جزوه دارند و بهتون میدهند .
با این کار هر جلسه استاد درسی رو که قراره هفته بعد تدریس کنه به شما میگه و شما میرید خیلی راحت قبل از کلاس لغاتی که از اون درس رو نمیدونید از دیکشنری درمیارید و ترجمه میکنید و میفهمید که درس چی هست و چی میخواد بگه و سر کلاس دیگه خیلی راحت حرفهای استاد رو میفهمید ، تا اینکه به یه جایی میرسید که دیگه کل لغات کتاب رو میدونید و سر امتحان خیلی راحت سوالات رو جواب میدین . این هم یک پله دیگه تا اینجا افتادی جلو . و به همین ترتیب برای همه کلاسها و درسها پیش برید مطمئنا بدون هیچ مشکلی از پس درسها بر میایید .
یک نکته ای هم بگم در مورد کسانی که کلاس درس دارند ، معمولا در همه دانشگاههای مالزی به این صورت هست که 25 درصد کل نمره پایانی رو اساتید اختصاص میدهند به کارهای کلاسی شما و 75 درصدش رو اختصاص میدهند به امتحان پایان ترم .
کارهای کلاسی به این صورت هست که در طول ترم استاد 2 الی 4 تا کار به شما میده که بهش میگن Assignment و یک تاریخ هم جهت تحویل هر کار مشخص میکنه که شما باید اینها رو خونه حل کنید و ببرید تحویل بدین اگر هم نبرید هیچ طوری نمیشه فقط اینکه از چشم های مهربان استاد میافتید و 25درص نمره اون درس رو هم میندازید دور به همین سادگی .
این موارد برای کسانی بود که ساختار تحصیلیشون به صورت کلاس درس هست و باید سر کلاس بشینند .
و نکته بعدی اینکه از همون روز اول که درسی داده میشه ، اگه همون شب و بعد از کلاس درس رو نخونی ، دیگه باید بی خیالش بشید .
و اما کسانی که کلاس درس ندارند و ساختار تحصیلیشون به صورت تحقیقاتی هست چگونه میباشد ؟
شما وقتی میخواهید در دانشگاه ثبت نام کنید ، یک طرح تحقیقاتی به دانشگاه ارائه میدین که بهش میگن پروپوزال ، و یک استادی هم انتخاب میکنید در مورد پروپوزال هم قبلا نوشته ام و اطلاعاتش در لینکهای سمت راست هست .
بعد که میائین اینجا دیگه کاری به دانشگاه ندارید فقط چند واحد بهتون میدهند و به روش بالا درستون رو میخونید و برای ادامه تحقیقتون به استاد معرفی میشید .
و استاد به شما در طی تحصیل کمک میکنه که هدفی را که از اون طرح دارید بهش برسید . مثلا بعضی از اساتید خودشون اهداف اون پروپوزال رو میدهند و بهتون میگن که باید چه کارهایی بکنید و حتی کتابهایی هم معرفی میکنند که از اونها تحقیقاتتون رو انجام بدین .
هر هفته هم باید یک قرار ملاقات با استاد داشته باشید تا تحقیقاتی رو که کردین ارائه بدین و اشکالات رو برطرف کنید و به نتیجه نزدیک بشید .
بعضی اوقات هم اساتید خودشون در حال انجام تحقیق روی یک پروژه هستند و شما به جای پروپوزال و طرحتون میتونید به استاد کمک کنید و طرحش رو انجام بدین و تا اخر .
در این حال مثلا ممکنه استاد بهتون 20 تا کتاب معرفی کنه و بگه اینها رو از کتابخونه بگیر ببر خونه و 40 روز بعد خلاصه همرو برام بیار . خدا به خیر بگذرونه که همچین چیزی براتون پیش نیاد .
معمولا دانشجویانی که به صورت تحقیقاتی درس میخونند چون تقریبا وقتشون در اختیار خودشون هست یه خورده راحت تره ولی به شرطی که یک برنامه ریزی درست داشته باشند و بگن هر روز مثلا اینقدر برای تهیه گزارش برای فلان قسمت .
در این مورد هم یک نکته بسیار بسیار مهم بگم :
دوستانی که ساختار تحقیقاتی میخونند باید تا جایی که ممکنه روزهای اول خودشون رو حسابی به استاد نشون بدهند و به استاد ثابت کنند که اهل درس و تحقیق هستند و یک رابطه کاملا صمیمی و گرم بین خودتون و استادتون درست کنید ، مثلا اونقدری باهاش دوست بشید که هر از گاهی با هم برید بیرون و یک قهوه نوش جان کنید و با هم گپ بزنید ، توی این کار هم که همه تخصص دارند .
خدا نکنه روزی برسد که یک دانشجوی تحقیقاتی با استادش خدائی ناکرده بدرفتاری کنه و استاد هم بخواد اذیتش کنه . یا باید بی خیال تحصیل بشید و یا اینکه برای یک فوق لیسانس 127 سال وقت بذارید و برای یک دکترا 400 سال .
دیگه فکر کنم تا اینجا کافی باشه و حساب کار دستتون اومده باشه .
حتی در طول تحقیقتون اگه نیاز باشه میتونید از اساتید دیگر هم کمک بگیرید ولی اول استاد خودتون . به همین ترتیب پیش میرید البته وقتی برسید استاد کل برنامتون و راه کارها رو بهتون میده و میگه چیکار کنید چون معمولا هر استادی یک روش خاص خودش رو داره .
چند ساعت در روز درس بخونید ؟
یادمه یه روز به یک دانشجویی که از ایران اومده بود گفتم اینجا باید حداقل اینقدر ساعت در روز درس بخونی که تازه بتونی درسهات رو پاس کنی ، گفت من نصف همینی که شما میگید تو ایران میخوندم معدلم بالای 16 شد .
اینجا ایران نیست دوستان و دروس به زبان فارسی نیست .
اگه میخوای بیای مالزی و واقعا برای درس میخوای بیای ، خودتون رو آماده کنید برای حداقل روزی 3 الی 4 ساعت درس خوندن .
اگه اینجا کمتر از این درس بخونید باور کنید نمیتونید نتیجه بگیرید .
اگه روزی 3 الی 4 ساعت درس بخونید با راههایی که بهتون گفتم مطمئن باشید با معدل بالای 16 به راحتی مدرکتون رو خواهید گرفت و خیلی خوب همه چیز رو یاد میگیرید .
اگه حال درس خوندن نداری موس رو بگیر و روی علامت ضربدر قرمز رنگ سمت راست بالای همین صفحه کلیک کن و این سایت رو ببند و به مالزی اومدن فکر نکن ، چقدر کیف داره ها هی این رو میگم ، بابا این سایت هم گناه داره آخه هی میگیم ببندش ببندش .
راستی منم انگشتام یه خوره خسته شده و دیگه نمیتونم بنویسم ، فکر اینجا این پست رو تموم کنم کافی باشه .
امیدوارم که همه شما دوستان خوب که دارید میائین اینجا خیلی خیلی خوب درس بخونید که در کلاس درس و دانشگاه مثل همیشه بتونید پرچم ایران عزیز رو بالا نگه دارید . و با دست پر به ایران عزیز برگردین .
به امید موفقیت و پیروزی تک تک شما عزیزان هموطن در هر کجای دنیا که هستید .
یک دانشجوی ساده و مخلص شما
میلاد


Kuala Lumpur Time
Tehran Time